گزارشی از نخستین جلسه‌ی «سینما ـ کتاب» و مراسم رونماییِ کتاب «کریستوفر نولان»

mag-02Nolan-t_CA1-master675

نخستین جلسه از سلسله‌ جلسات «سینما ـ کتاب» روز پنجشنبه  ۱۷ اردیبهشت ماه با رونمایی از کتاب «کریستوفر نولان» تألیف و گردآوری امیررضا تجویدی و نمایش فیلم «میان‌ستاره‌ای» آخرین ساخته‌ی نولان در محل سینماتک موزه‌ هنرهای معاصر تهران برگزار شد. این کتاب اولین کتاب از مجموعه‌ی «کتاب کارگردانان» است که توسط امیررضا تجویدی از منتقدان سینمایی گردآوری و در دو بخش اصلی تدوین و به همت انتشارات «مهرگان خرد» منتشر شده. کتاب کریستوفر نولان در بخش نخست به بررسی فیلم‌های این کارگردان بریتانیایی پرداخته و در بخش دوم مقالاتی را گرد آوری کرده که در آن سعی شده تا تصویری کامل از جهان فیلمسازی کریستوفر نولان ارائه شود و ضمن نقد و تحلیل وجوه مختلف سینمای نولان، خواننده را به دنیای او نزدیک کند.
در این جلسه ابتدا سعید عقیقی از اهمیت و جایگاه کریستوفر نولان در سینمای معاصر و نیز ویژگیهای او سخن گفت: «پرداختن به جریانهای مختلف در سینما اهمیت زیادی دارد و این اولین کتابی است که در ایران در مورد کریستوفر نولان منتشر شده. نکتهی مهم انتشار کتابهای تالیفی سینمایی این است که به جریانهای مختلف سینمای معاصر پرداخته می‌شود و نیز به فیلمسازهایی که در دو دهه اخیر به عنوان مولفین معاصر از آنها یاد می‌کنیم. نولان صاحب هوش و ذکاوت درخشانی است که در فیلمهای اولش به وضوح دیده میشود. اولین چیزی که در مورد وی اهمیت دارد این است که او از جمله فیلمسازانی است که در سینمای امروز موفق شد ذائقهی خویش را با ذائقهی جریان اصلی یکسان کند و به نوعی خودش را به تدریج به سیستم تحمیل کند.» مازیار فکری ارشاد نیز در ادامه‌ی صحبتهای عقیقی عنوان نمود: «چه نولان را دوست داشته باشیم و چه نه، نمی‌توانیم اهمیتش را در جریانسازی و تغییر شکل و مدل فیلمسازی جریان اصلی در دو دهه‌ی اخیر نادیده بگیریم. نولان در همان فیلم اولش نشان داد که یک استعداد و قریحه‌ی ویژه در نوع دیگری از روایتگری دارد و به همین دلیل خیلی سریع جذب جریان حرفه‌ای سینما شد. او تعاریف تازه‌ای از قصه گویی ارائه کرد که بی‌تاثیر از رویکرد پست مدرن نیست و تیم برتون هم متعلق به این رویکرد است. اتفاقی که برای برتون افتاد ــ که هم قابل پیش‌بینی بود و هم قابل پیشگیری ــ این بود که سینمای هالیوود فیلمسازهای مستعد از همه جای دنیا را به سرعت جذب خودش می‌کند و در این فرایند جذب، مقداری ذائقه و سلیقه خودش را هم تحمیل می‌کند. ما در این زمینه فیلمسازهای مطرحی به ویژه در دو دهه اخیر دیده‌ایم از کشورهای مختلف ــ از ژاپن و کره تا آمریکای جنوبی و افریقا ــ که با دو یا سه فیلم اولشان در جشنواره‌های بین المللی اسم و رسمی برای خودشان پیدا کردند و بلافاصله جذب سینمای هالیوود شدند. آنجا مقداری از اصالت کارشان کم شد و در دل سیستم هضم شدند. درست عین اتفاقی که برای نولان افتاد. با این حال فیلم‌های نولان هر چند رفته‌رفته بیشتر رنگ و بوی هالیوودی گرفته‌اند امّا نگاه خاص وی را نیز می‌شود در فیلمهای اخیرش پی گرفت.»
امیررضا تجویدی نیز درباره اهمیت کریستوفر نولان بودن در سینمای حال حاضر چنین گفت: «نولان فیلمسازی‌ست که شاید کمتر کسی شبیه او سراغ داشته باشیم. یک دو قطبی بسیار گسترده در مورد فیلمهای وی وجود دارد که اهمیت نولان را دو چندان میکند. به واسطه‌ی این فضای دو قطبی تمجید یا سرزنش، کماکان هر اثری که از او اکران شود همه کنجکاو هستند که ببینند او در فیلم جدیدش چه کرده است. کاری که در این کتاب انجام داده‌ایم این است که سعی کرده‌ایم نگاهی بیاندازیم به کارنامه نولان چه قبل از ورود به هالیود و چه بعد از آن. طی این بررسی به این نتیجه رسیدیم که این فیلمساز حتی در فیلمهای هالیوودی‌اش نیز یک روند دلبستگی شخصی را دنبال می‌کند و بن‌مایه‌ای که در فیلم های اولیه‌اش داشته در فیلم‌های متأخر او هم به شکلهای متفاوت تکرار می‌شوند.»
مازیار فکری ارشاد در ادامه «نوآوری‌ در تک تک فیلمهای» نولان را «غیر قابل انکار» خواند. وی افزود «به دلیل همین نوآوری‌هاست که مخالفانِ نولان هم نمی‌توانند اهمیتش را انکار کنند و به همین دلیل انتشارکتابی در مورد نولان با توجه به اینکه کمتر از 10 فیلم ساخته حائز اهمیت است. حتی مخالفانش هم نمی توانند منکر اهمیت او در استفاده از فرم‌های جدید و قصه‌گویی در قالبهای متفاوت از چیزی که تا امروز شاهدش بوده‌ایم، شوند. حتی بدترین فیلم‌هایش می توانند بحث‌برانگیزترین فیلمهای سال ساخت خودشان باشند.» عقیقی به اظهارات مازیار فکری ارشاد چنین پاسخ داد: «به نظرم باید با این نکته که یک فیلمساز با کارهای ارزان قیمت شروع می‌کند و بعد به تدریج جذب سیستم می‌شود یا یکی از مهم‌ترین فیلمسازهای داخل سیستم می‌شود به شکل منطقی و طبیعی برخورد کنیم. اساساً ویژگی‌های مشترکی بین نولان و جریان اصلی سینمای آمریکا وجود دارد که می‌تواند او را به راحتی جذب سیستم هالیوود کند. تمایل نولان به فانتزی و ایجاد درگیری‌های دائمی ذهنی که همه‌ی آنها ترجمه‌ی بیرونی دارند چیزی‌ست که سینمای امریکا برای ایجاد انرژی و تنش بیشتر به دنبال آن است. فیلم‌های دوره اول او مثل “حشره بالدار”، “پیگرد” یا “تعقیب” و “ممنتو” نشان می‌دهد وی آرام آرام برای آن فضای ذهنی‌ای که به آن علاقه‌مند بود در جریان اصلی راه حل پیدا کرد. فیلمی که فضای ذهنی نویسنده‌اش را دنبال کند ریشه در ادبیاتی دارد که در واقع نسبت زیادی با ادبیات امریکایی ندارد. شما این را در داستانی مثل “همزاد” داستایوفسکی، داستانهای کافکا یا “مرد تکثیر شده”ی ساراماگو پیدا می کنید؛ اما در آثار دوره اول فیلمسازی نولان نشانههایی وجود دارند که نمونه‌های خوبی هستند از مینیمالیسم به معنای استفاده و بهره‌گیری از حداقل امکانات برای تولید فیلم عمیق.
مازیار فکری ارشاد بابِ بحث درباره‌ی شیوه‌ی قصه‌گویی نولان را چنین گشود: «از ویژگی سینمای نولان که خیلی او را به جریان اصلی هالیوود نزدیک می‌کند قصه گویی از نوع چند لایه است؛ این پیچیدگی از طرفی برای مخاطبی که با سینما اندکی جدی‌تر برخورد می کند جذاب است و در «تلقین» به اوج جذابیت خودش می‌رسد و از طرفِ دیگر در فیلمی چون «میان‌ستاره‌ای» آن‌قدر زیاد است که مخاطب را پس می زند.»
تجویدی دلایل اهمیت «میان‌ستاره‌ای» را چنین مطرح نمود: «دلیل حضور و تداوم نولان در هالیوود انتخابی است که در راستای مخاطبسنجی انجام داده. دلیل ماندنِ نولان در فضای استودیویی این است که ایده‌های بلندپروازانه‌ای دارد که چندان با بودجه شخصی قابل اجرا نیست و همین باعث نزدیکی نولان با نظام فیلم‌سازی استودیویی می‌شود. اما در «میان‌ستاره‌ای» نولان بر سر دوراهی مطلقی قرار می‌گیرد که ایده آل‌های ذهنی‌اش را علنی سازد یا مخاطبان انبوه را جذب کند، چون فیلم در فصلی اکران شد که مناسب فروش فیلمهای پر هزینه نیست. در مورد پیچیدگی در قصه‌گویی باید گفت که وی قبل از «میان‌ستاره‌ای» در اثری چون «تلقین» از یک داستان کاملاً پیچیده‌ی ذهنی شروع می‌کند و به یک فرمول بسیار ساده می‌رسد. در «میان‌ستاره‌ای» با یک فضای خیلی گسترده به لحاظ داستانی و علمی روبرو هستیم. علم مقولهای است که نمی‌شود خیلی با آن شوخی کرد در حالی که رویا عالمی است که هیچ اصل ثابتی در آن وجود ندارد و شما می‌توانید هر قاعده‌ای را وارد آن کنید و اسمش را بگذارید فانتزی. در این فیلم جدید چون نولان می‌خواهد خودش را پایبند به روابط علت و معلولی که مربوط به فیزیک نسبیت و غیره است نشان دهد مجبور است مسیر را تا به انتها برود و به خاطر همین پیچیدگی به جایی می‌رسد که وقت زیادی برای اینکه درام خودش را پیش ببرد ندارد. ما در کتاب هم اشاره کردیم نولان در فیلم آخرش می خواهد رجعتی داشته باشد به فیلم های پیش از «بتمن»ها اما مشکل اینجاست که بستری که انتخاب شده بستر بیش از حد پیچیده‌ای است و ورود به این بستر خیلی مناسب یک قصه هالیوودی نیست.»
عقیقی در پایان خواندن دو مقاله‌ی از کتاب را به پیشنهاد نمود: «یکی مقاله‌ی آراز بارسقیان به خاطر طبقه‌بندی‌ای که انجام  داده. وقتی مقاله‌ای را می‌خوانم به چند نکته توجه می‌کنم: یکی این‌که موضوع انتخابی مورد علاقه‌اش باشد و دیگری اینکه نویسنده عمیقاً می‌داند راجع به چه چیزی حرف می زند و سوم این که برای پیش‌ بردن مقاله‌اش و رساندن آن به نتیجه روش و جدول‌بندی دارد. و مقاله دوم نوشته روزبه کمالی‌ست.»
تجویدی در پایان عنوان نمود که: «تلاش ما در گردآوری این کتاب که با حمایت انتشارات مهرگان خرد شکل گرفت این بوده که از یک نگاه میانه استفاده کنیم تا به روند تحلیل کارنامه نولان برسیم، ذره ذره تحلیل کنیم ببینیم چه المان هایی در فیلم‌های نولان وجود دارد و از این طریق بتوانیم کلیدواژه‌هایی بدهیم برای اینکه جهان فیلم‌های وی بهتر درک شوند.»