Hashti Tehran

hashti-tehran

هشتی، در بیشتر خانه‌های سنتی ایران، فضایی است درست پشت سردر ورودی. هشتی‌ها در شکل‌های متفاوتی طراحی شده‌اند، هشت ضلعی،شش ضلعی، مربع و یا مستطیل شکل. هشتی فضای توزیع و گردش در ساختمان  است و هشت اشاره‌ای است به یک هشت‌وجهی با چندین جهت که با توجه به هدف و علت ملاقات، هدایت فرد به سمت قسمت‌های مختلف خانه را ممکن می‌سازد؛ به سمت اندرونی یا بیرونی، حیاط یا دیگر بخش‌های خانه. قبل از هر چیز، هدف هشتی ایجاد و تنظیم دسترسی و گردش به سمت مسیرهای مختلف در فضاهای خانه است: فضای خصوصی (اندرونی)، فضای نیمه‌عمومی (بیرونی) که به پذیرش مهمانان کمتر صمیمی اختصاص دارد و فضاهای خدماتی.
هشتی فیلم و پروژه‌ای گفتمانی است که توسط دنیل کوتر و در تعامل با سارا کمالوند، کاوه رشیدزاده، پویا سپهر و امیر تهرانی آغاز شده است. بر مبنای این ایده که تهران خود نمادی از یک خانه یا به اصطلاح حلقه نزدیک به قدرت حکومت در ایران است، حومه آن تبدیل به فضایی برای گذار میان درون و بیرون، میان شهر و ناشهر می‌شود. بر همین اساس پروژه به چهار حوزه بسیار متفاوت از حاشیه شهر تهران نگاه می‌کند: کوه‌های توچال در شمال، محدوده پیرامونی دریاچه مصنوعی چیتگر در غرب، ساخت‌وسازهای مسکن اجتماعی با نام شهر پردیس در شرقی‌ترین نقطه تهران و محله نفرآباد روی لبه‌ی جنوبی شهر.

زمینه
«جدایی‌گزینی» و «خصوصی‌سازی»، «امنیت» و «کنترل» در چهار گوشه دنیا، مفاهیم مرکزی دگرگونی‌ شهری در شهرهای در حال توسعه در قرن ۲۱ هستند. مفاهیم رقیب این وضعیت «فضای عمومی» یا «فضای باز»، «دسترسی» و «حقوق شهروندی» است. به نظر می‌رسد تمامی این مفاهیم در کشاکش اقناع آرمان اقتصاد نئولیبرال که می‌کوشد به ساخت‌وساز جهانی و رونق تجارت متصل شود از طرفی و تمایلی جدی به حفاظت از محدوده عمومی مشاع برای همه گروه‌‌های جامعه درون محدوده شهری از طرف دیگر اسیر شده باشند.هشتی می‌کوشد این تمرکز را  به سمت نواحی‌ای بکشاند که به نظر می‌رسد در آن‌ها  نیروی کنترل توسعه شهری تأثیر خود را از دست داده باشد، جایی که تعاریف محو و سیال می شوند: لبه‌ها و حاشیه‌ها؛ مناطق تماسی که در آن‌ها شهر و منظرطبیعی، طبیعت و ساخت‌وساز به هم می‌رسند. آیا شهروندی که شهر را به منظور تفریح یا به هر منظور دیگری ترک کرده است می‌تواند کماکان شهروند خطاب شود؟ او کدام عمل‌کرد اجتماعی را به‌ عهده می‌گیرد؟ زمانی که او به حاشیه یک شهر وارد می‌شود یا در آن سکنی می‌گزیند عهده‌دار چه نقش سیاسی‌ای می‌شود؟ و اگر بخواهیم با واژگان مطالعات شهری صحبت کنیم: جایی که برنامه‌ریزی شهری و اراضیِ بایرِ تعریف‌نشده به صورت طبیعی با هم برخورد می‌کنند چه مفاهیم جایگزینی از فضا خلق می‌شود؟

نمونه موردیِ تهران
جغرافیای حاشیه‌‌ها در تهران تشابه ساختاری قابل‌توجهی با تقسیمات اجتماعی، محیطی و روانشناختانه آن نشان می‌دهد: حاشیه شمالی که برای طبقات اجتماعی بالا، ساکنین آپارتمان‌های لوکس، و برای تفریح آن‌ها در هوای پاکیزه کوهستان کنار گذاشته شده است، شدیداً با وضعیت حاشیه جنوبی،آنجا که مه-‌دود و بیابان زندگی اجتماعی  طبقات متوسط و پایین را تعریف می‌کند در تضادی شدید است. در حالی که چیدمان جغرافیایی شهر با رشته‌کوه‌ البرز در شمال و زمین‌های بیابانی در جنوب، محوری شمالی-جنوبی تعریف کرده است، رشد و توسعه شهر تنها در محور شرقی-غربی امکان‌پذیر است.هشتی از طرفی بررسی راهبردهای متفاوت برنامه‌ریزان شهری، معماران و جامعه‌شناسان در این مناطق را هدف قرار داده است؛ اینکه عبور و مرور، مکان‌های دیدار، مناطق ارتباط و باغسازی چگونه کنترل یا تعریف شده‌اند؟ تا چه میزان زمین بایر و سبزینگی تفوق یافته است؟ و از طرف دیگر به راهبردهای متفاوت ساکنین فعلی برای زندگی تحت سایه این مکانیسم‌های کنترل و تعریف توجه دارد؛ چگونه فضاهای آلترناتیو خلق می‌شوند، و اینکه فضای ناشهر،the Zwischenstadt، در زندگی روزمره ساکنین این مناطق  چه نقشی ایفا می‌کند.

شمال (توچال)
در شمال شهر، رشته کوه البرز قرار دارد، که در بلندترین نقطه، قله دماوند، به ارتفاع ۵۶۰۰ متر می‌رسد.البرز تنها محل رفت و آمد گردشگران برای کوهنوردی و اسکی نیست، بلکه خود تهرانی‌ها هم از آن به عنوان محیط تفریحی شهر استفاده می‌کنند. محدودیت‌های جغرافیایی شمال شهر به صورت مستقیم منطقه کوه‌های توچال را به عنوان مرز شهر تثبیت کرده‌است، که بلند‌ترین ارتفاع آن با خط تله‌کابینی به طول ۱۲ کیلومتر به منطقه شهری متصل شده است؛منطقه‌ای کوهستانی که توسط ساکنین شهر به عنوان بخشی از زندگی شهری‌شان استفاده می‌شود.

غرب (چیتگر)
در غرب شهر، شمال پارک چیتگر،در حال حاضر دوباره محدوده‌ شهر با احداث مجموعه‌ای از ساختمان‌های مسکونی بلندمرتبه،به سمت دامنه کوه‌های البرز کشیده شده است.در حالی که ساختمان‌های ساخته‌شده در این منطقه مسکن  طبقه متوسط را فراهم می‌کنند، فضاهای «میانه»، که شامل یک دریاچه مصنوعی است، برای اهداف تفریحی بازآفریده شده‌اند. به این ترتیب یک «طبیعت دوم» در معرض شکل‌گیری، ساخت و ارائه است. ساختمان‌های بتنی، پیاده‌راه‌های سرباز و به‌طور مشخص قایق‌‌هایِ شناورِ رویِ دریاچه، فرم فرهنگی خاصی از امکان دیده‌شدن، ملاقات و تبادل را ایجاد کرده‌اند، در حالی که «طبیعت حقیقی» توسط این فرم مصنوع جایگزین شده است:پرندگان بومی متفاوتی به منطقه وارد شده‌اند و فعالان محیط‌زیست، بیولوژیست‌ها و برنامه‌ریزان شهری در حال جنگ با جلبک‌ها و پشه‌ها هستند. «طبیعت» در این میان چقدر در خدمت رسیدن به این هدف که  یک سبک زندگی خاص طبقه متوسطی در بیرون از شهر ایجاد شود قرار گرفته است؟

شرق (شهر پردیس)
مسکن اجتماعی شهر پردیس در زمان دولت احمدی‌نژاد، در فاصله ۳۰ دقیقه‌ای شرقِ شهر تهران ساخته شد. طی پروژه خانه‌های ارزان‌ در ۱۱ فاز در منظری خشک و تپه‌‌ماهوری ساخته شد. در ابتدا نه تسهیلات خرید و نه مدرسه و یا حمل‌ونقل عمومی فراهم شده بود. پس اینجا پرسش دقیقاً برعکس می‌شود: «شهر» تا چه میزان برای خدمت‌رسانی به نیازهای اولیه ده‌ها هزار نفر از مردم طبقه کارگر که زندگی جدیدی را در منظری تهی شروع می‌کنند  ضروری است؟

جنوب (نفرآباد)
در نفر آباد اما رابطه بین فضای مسکونی و باز به صورت متفاوتی طراحی شده است: ساکنین فضای میان ساختمان‌های مسکونی کوچک‌مقیاس را با گذاشتن مبلمان و صندلی موقتاً برای ملاقات‌های محلی‌شان اِشغال کرده‌اند.در جنوب شهر، در مناطق شهری نظیر شهر ری مرزهای شهر به کویر می‌رسند و طبیعت منطقه  خیلی زود   نشان‌ می‌دهد که چه چیز در انتظار آن‌هایی است  که شهر را از جانب جنوب ترک خواهند کرد: دریاچه نمک بزرگ و وسیع، که در تضاد با دریاچه چیتگر  یک دریاچه طبیعی است اما آب و نتیجتاً فرصت‌هایی برای تفریح به دست نمی‌دهد. به‌علاوه، این منطقه مکانی برای تصفیه صنعتی فاضلاب کل شهر نیز هست: شرکت فاضلاب تهران در همین محله قرار گرفته است.
(متن ترجمه‌شده از وب‌سایت کارگردان فیلم)

Hashti Tehran

کارگردان: Daniel Kötter
محصول 2015

پنجشنبه، 18 شهریورماه ماه  1395
موزهی هنرهای معاصر تهران
ساعت 5

این برنامه برای علاقهمندان آزاد و رایگان است.

[طراح پوستر: سام کشمیری]

برچسب‌ها: