ادراک، برهنگی زبان هنرمند است در برابر چشم مخاطب؛ بی هیچ پرده ای. تقابلی میان هنرمند و مخاطب

یادداشتی بر “ادراک” نخستین برنامه کانون موسیقی معاصر
وداد فامورزاده

cmc02

وارد موزه هنرهای معاصر می‌شوید، اتفاق‌هایی صوتی در حال شکل گرفتن هستند که هیچ کدام تکرار نمی‌شوند، به دنبال منبع صداهای مختلف می‌گردید، بعضی را پیدا می‌کنید، بعضی را تا انتها اجرا پیدا نمی‌کنید. یک نوازنده ویلون، یک نوازنده کنترباس، یک نوازنده کلارینت در فضای ورودی در موزه پرسه می زنند، تا یکی را پیدا می‌کنید،آن یکی گم می‌شود. دو نوازنده ضربی و صداهای الکترونیک را هم اضافه کنید. شروع می کنید با آنها پرسه زدن، پیدا شدن و گم شدن تا تجربه عینی و آنی و بی واسطه از خود صدا را لمس کنید. درک حقیقی صدا تنها در تجربه شنیداری محدود نمی‌شود، صدا را می‌شود لمس کرد، لرزش آن را بر پوست احساس کرد. رقص صداها در فضا، جابجا شدن منبع صداها کمی شما رو گیج می‌کند و از این راه حواس شما را به جزئیات آکوستیک صدا در حجم‌های معماری فضا بر می‌انگیزد، خوب گوش می‌دهید، بازتاب فرکانسهای بالا را از سطوح مختلف فضا از جهات مختلف می‌شنوید. موسیقی می‌شنوید مطلقا انتزاعی از نماها و فضاهای خیالی که به هم سرریز می‌شوند، این موسیقی از ریتم و ملودی ساخته نشده است، بجای ریتم ضربه و کشش، و بجای ملودی بافت و رنگ که با حوصله شمرده شمرده جمله‌بندی موسیقایی می‌شنود Articulation. کمی شما را به یاد موسیقی ژرارد گریسی Gérard Grisey و ایناکیس زاناکیس Iannis Xenakis می‌اندازد، گاه دو تابلو سیاه و سفید از اد راینهارت Ad Reinhardt نگاه شما رو می‌دزدد، گاه یک تابلو از فرانس کلاین Franz Kline. گاه ملودی گذرا و رومانتیک از جنس واگنر شما را به هیجان می‌آورد، ولی باز آرامشی خلسه‌آور و درمانگر. پیش خود مرور می‌کنید، کانت در نقد سوم قضاوت زیبایی شناسی در سوژه را مطلقا آزاد می داند، برای هگل زیبای در جایی میان ادراک مخاطب و بیان هنرمند شکلی می گیرید. در بروشور می‌خوانید «ادراک، برهنگی زبان هنرمند است در برابر چشم مخاطب؛ بی هیچ پرده‌ای. تقابلی میان هنرمند و مخاطب». همچنان قدم می‌زنید و در صداها پرسه می‌زنید، دلتان نمی‌خواهد این خلسه پایان گیرد، ولی پیش از آنکه بدانید یک اتفاق خوب جان کیج وار گذشته است. پایان، شروع، پالس، درنگ، پالس، گذشتن.

“وداد فامورزاده / بیستم دیماه هزار و سیصد و نود و چهار”

برچسب‌ها: