قایق نشینان

قایق‌نشینان
كارگردان : آن هویی
فیلمنامه: چیو کانگ چیِن
مدیر فیلمبرداری: دیوید چونگ ـ هانگ زونگ جی ـ وونگ چونگ کی
بازیگران: پل چیانگ ـ گان شویی چیو ـ جیالینگ هائو
109 دقیقه؛ محصول هنگ‌کنگ؛ سال 1982

تصویری شفاف از زندگی پس از جنگ ویتنام
اَندرو چَن
برگردانِ آیین فروتن

آن هوئی اُن-واه همواره کارگردانی اجتماعی بوده است، شخصی با چشمی معطوف به افراد حقیقی‌ که به شیوه‌هایی دشوار زندگی خود را می‌گذرانند. هوئی همواره تاکید می‌کند که مردم تا ابد محصول بسترِ اجتماعی هستند و حتی در تلاش‌هایی تازه‌تر شبیه به «زندگی پُست-مدرنِ خاله‌ام»، مردمانِ [دورانِ] گذشته می‌بایستی درون جامعه‌ی به سرعت در حال تغییر، عوض شوند یا با آن وفق یابند. قریب به بیش از ٢٥ سال پیش، همین امر درباره‌ی زندگی پس از جنگ ویتنام صدق می‌کرد، و این که چگونه افراد مجبور بودند به دلیل وضعیتِ زمانه‌ی خود به انجام امور بپردازند. هوئی از طرح پرسش‌های بزرگ ابایی ندارد؛ این که آیا تمامی تصاویری که درونِ هر یک از عکس‌های جنگ ویتنام می‌بینیم صرفاً یک برساخته‌اند یا که واقعاً همان چیزی بوده‌اند که می‌پنداریم به واقع در حال تماشایشان هستیم. شاید تحملِ واقعیت ناگوار دشوار باشد، ولی در حقیقت، هرگز قرار نبوده که زندگی یک پیاده‌روی در پارک [=امری خوشایند] باشد. شاید، این انگاره‌ی آن کلیشه‌ای باشد که افراد نظاره می‌کنند و می‌بینند که چگونه مردمانی کم‌اقبال‌تر نیز وجود دارند؛ [انگاره‌ی آن کلیشه‌ای] که ما را بر آن می‌دارد در زندگی خود تامل کنیم و دریابیم که مشکلات‌مان واقعاً تا چه‌اندازه جزئی هستند. بااینحال، این سرشت بشر است که آرزو کند و بخواهد چیز بهتری داشته باشد و احتمالاً همین هدف/قصد است که اصل اساسی هستی ما را تعریف می‌کند.
تاریخ تمایل دارد که بارها و بارها خودش را تکرار کند و از این منظر، گویی روند یکسانی همواره در زندگی من نوعی نیز در جریان است. مردمان می‌آیند و می‌روند تقریباً به همان سرعتِ افراد حاضر در اتاق ٢٠٤٦ هتل. یک غریبه ممکن است این زندگی را تا حدی رنگارنگ بپندارد، آنجایی که همه‌چیز همیشه عمر کوتاهی دارد، و همواره شخص تازه‌ای در گوشه‌ی آن به چشم می‌خورد، ولی در مرکزی‌ترین هسته‌اش فرد درون اتاق دچار چالش است؛ اما بخش غم‌انگیز ماجرا این است که کار چندانی از دستش ساخته نیست. مانند همه‌ی افرادِ فیلم «قایق‌نشینان»، که تقدیر بر آن‌ها چیره شده است؛ حفر معادن در زمین با دست خالی مشخصاً هوشمندانه‌ترین راه بقا نیست. ولی با این وجود، این مردمان هنوز می‌خواهند زندگی کنند و به رویا ادامه دهند، با امید به اینکه زندگی‌ای بهتر یا شاید حتی آزادی، همان گوشه‌کنار حضور دارد. لحظه‌ای سرانجام اندی لائو به آزادی دست می‌یابد، لحظه‌ا‌ی کنایه‌آمیز از این جهت که زندگی‌اش به دنبال یک رویا خاتمه یافت، و نه در آن سرزمین مورد نظر برای حفر معادن. اگرچه، به مانند آن‌هایی که نئو را می‌شناسند، او صرفاً کسی است که نمی‌داند چه وقت تسلیم شود، ولی به هرحال، کسی چه می‌داند آینده چه‌چیز در خود دارد. این شاید، زیبایی زندگی در راستای امید و رویاها است که در طی مسیرِ روح فرد حضور دارد.
این قضیه بیش ‌از همه مشابه بزرگ‌ترین ایفای نقشِ خواننده اسطوره‌ای جورج لَم است، از آنجا که لَم همواره بازیگری باسمه‌ای بود و از وسعت محدودِ صدایش برای ایفای نقش عکاس ژاپنی‌ای که در زندگی دیگران خودش را به مخاطره می‌اندازد، تقریباً به بهترین شکل استفاده کرد. آن شمایل رواقی‌گونه و باسمه‌ای با ظاهر سمپاتیک‌اش، هنگامی که با خانواده‌ی بچه‌ها دوست می‌شود و در لحظه‌ای که پی به حقیقت پشتِ اردوگاه کارِ اجباری می‌برد، به خوبی جبران شده است. همچین تلفیقی در [بازیِ] سوپراستار آینده‌، اندی لائو نیز به چشم می‌آید، که در نخستین حضورش بر پرده‌ی نقره‌ای، ایفای چیزی بیش از یک نقش افتخاری ستودنی مطول نیست. علی‌رغم بازی خام و زمختِ لائو، در انتها هوئی کارگردان با هوشمندی از آن بهره می‌برد و لائو به میزان قابل ‌قبولی از عهده نقش‌اش برمی‌آید.
روی‌هم‌رفته، «قایق‌نشینان» قطعه‌ی موفقی است از سینمایی واقعی و درخشان که انگاره‌ا‌‌ی از زندگی پس از هر جنگی را تصویر می‌کند. سکانس‌های معدن به‌مانند عواطف انسانی و غیرانسانی که با آن همراه می‌شود، حقیقتاً تکان‌دهنده‌اند. آن هوئی و تیم‌اش تماماً استحقاق جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را که به دست‌آوردند، داشتند. با این که فیلم تقریباً بیش از ٢٥ سال پیش ساخته شده است، هر تکه‌اش کماکان در تناسب [با یکدیگر] است و عواطف خام و تاثیرگذارش از تلاش انسان برای بقا، ارزش نگریستن را دارد. همه‌ی ما می‌کوشیم از اشتباهات خود درس بگیریم، ولی با این وجود، این سرشت بشر است که بارها و بارها اشتباه یکسانی را تکرار می‌کند. با این حال، زمانی که همه‌ی علت‌ها از میان بروند، کماکان قادر هستیم به امید دل ببندیم.