ویم دلووی

نمایشگاه آثارحجمی، تابلوهای نقاشی رنگ و روغن روی بوم (اطلس)، آثاربرنزی و فولادی همراه با حکاکی لیزری هنرمند بلژیکی ، ویم دلووی(Wim Delvoye ) این روزها درموزه هنرهای معاصرتهران ( tmoca ) در معرض دید قرار گرفته است .

این نمایشگاه روز دوشنبه ۱۷ اسفندماه 1394 با حضور خود هنرمند و با استقبال گرم جمعی از مسئولان ،هنرمندان ، رسانه ها و نمایندگان سفارتخانه ها در گالری های موزه‌ هنرهای معاصرتهران افتتاح شد که البته تا 24 اردیبهشت ماه 1395ادامه خواهد داشت .

نکته حائز اهمیت ، شناخت قابل اعتنای ویم دلووی از تاریخ فرهنگی و سیاسی کشور ایران است . او پیش از این چندبار به ایران سفر کرده بود و حتی آثارش در نمایشگاه گروهی « طلای سیاه » درگالری «شیرین » تهران حضور داشت .

«ویم دلووی» متولد 1965 «ورویک» – شهری کوچک در منطقه فلاندر غربی – بلژیک است. درآثار او نمادهای دنیای مدرن تجلی پیدا می کند . به طوری که مخاطبان آثارش به درک دقیقی از دنیای ذهنی او می رسند .دلووی در بلژیک و انگلستان زندگی و کار می‌کند. ورودش به صحنهٔ هنر معاصر در اوایل دهه ۱۹۸۰ شکل علنی گرفت . «کپسول‌های گاز» مشهورِ او از دل فرهنگ عامه سربرآورد . دلووی با درآمیختگی المان های هنر معاصر و فرهنگ عامه درخلق آثارش شوخی و جدی را توامان درمعرض دید قرار می دهد ؛ شاید هم مرز میان کمدی و تراژدی که تفسیر او از تناقصات موجود در جهان امروز ی است . میرایی و زایش در اغلب آثارش درنوسان اند و البته بیان گر نوعی رابطه ی تنگاتنگ ذهنیت سیال او با واقعیات دردناک جهان معاصر .

پیش از برگزاری نمایشگاه اختصاصی او در موزه هنرهای معاصر تهران ، در گفتگویی مطبوعاتی با یکی از روزنامه تهران علاقه مندی خود برای نمایش آثارش درموزه هنرهای معاصرتهران را ابراز کرده بود و دراین باره اعلام کرد :« خیلی علاقه دارم در موزه هنرهای معاصرتهران نمایشگاهی ترتیب بدهم. قبل از افتتاحیه این نمایشگاه{طلای سیاه } هم دیداری با رییس موزه هنرهای معاصر داشتم. او مدیر بسیار باهوش و زبده‌ای است. البته این موزه سال‌هاست که در خواب فرو رفته و باید بیدارش کرد.»

و بدین ترتیب در واپسین روزهای سال 1394 علاقه ی او در دنیای واقعی تحقق یافت و شاهد نمایش آثارش دریکی از مهم ترین موزه های جهان شد.

موزه هنرهای معاصر تهران همزمان کاتالوگ نفیس دو زبانه – فارسی و انگلیسی – را به مناسبت برگزاری نمایشگاه از همین هنرمند به چاپ رساند . در مقدمه آن ، مجید ملانوروزی ، رییس موزه هنرهای معاصرتهران ، نظر خود را درباره این هنرمند این گونه بیان کرد :« مشاهده ی نمایشگاه آثار « ویم دلووی » که در زمره ی هنرمندان شناخته شده ی اروپایی در روزگار کنونی است ؛ در موزه هنرهای معاصرتهران لذتی متفاوت دارد. « ویم » هنرمندی است که ذهن خلاق ، پویا و جستجوگر وی ، او را به فراتر از زمان و مکانِ زیست هنرمند سوق داده و گستره ی وسیعی از هنر گوتیک تا نقوس هندسی هنر اسلامی ، نگارگری و قلمکاری ایرانی را در بر می گیرد. تنوع آثار او به لحاظ مدیوم ، محتوا و تکنیک ، درآثار کمتر هنرمندی – طی سالیان اخیر – یافت می شود . درک آثار « ویم » نیازمند شناخت دنیای ذهنی دغدغه مند اوست که در مرزی مبهم میان سنت و مدرنیته قرار دارد. آثار او دراغلب موارد ارجاعاتی به هنر دوران قبل مدرنیسم دارند ولی با بیان فرمیک و نو ارائه می شوند و در حرکتی دیالکتیک وار ، مسیری به سوی شدن آغاز می کنند ؛ مسیری که حکایت از مرگ و زایش مستمر و مکرر دارد.امیدوارم این نمایشگاه که در راستای تعاملات و همکاری های بین المللی موزه هنرهای معاصر تهران صورت می گیرد ، تاثیر درخور شایسته ای درآشنایی هنرمندان ، هنرجویان و علاقه مندان به هنر ، با سایر هنرمندان و جریانات خارج از ایران داشته باشد».

همچنین منتقدان و پژوهشگرانی همچون حمید کشمیرشکن ، خراردو موسکرا ، میشل دیواید ، به تحلیل آثار ویم دلووی پرداختند .

حمید کشمیرشکن در مقاله ای با عنوان « بافتار زدايي از اشکال و مفاهيم: ويم دلووي، يک آغازگر» به تحلیل آثار هنرمند پرداخت .دربخشی از این مقاله آمده است : « هنر ويم دلووي درک ما را از اشياء، موضوعات و تاريخ‌هاي آشنا واسازي و از نو بازمي‌سازد. با بافتارزدايي و بافتارسازي مجدد محتوا، آثار قاعده‌شکن وي ايده «حقيقت» و ماهيت را به چالش مي‌کشند. آثار محرک وي از لحاظ بصري با به چالش کشيدن مفهوم «ثبات» مفاهيم متضاد ‌شناخته شده را در کنار هم مفصل‌بندي کرده و همواره دوگانه‌هاي هنجاري را واسازي مي‌کنند – دوگانه‌هايي نظير فرماليسم در برابر مفهوم‌گرايي، صنعتگر در برابر هنرمند، صنايع‌دستي در برابر صنعت مدرن/ قلمروي ديجيتال، مهارت در برابر خلاقيت، مينيماليسم در برابر ز‌ينت‌گرايي، عرفان سنتي در برابر منطق مدرن، زيبايي در برابر بيان، دين‌داري در برابر دنيامداري، امر مقدس در برابر نامقدس، فرهنگ والا در برابر فرهنگ دون، جديت در برابر بازيگوشي، کاربردي در برابر زينتي، انحصاري در برابر توليد انبوه، اصالت/ اعتبار در برابر تقليد/ ادا، هنرهاي زيبا در برابر هنر عاميانه و فرهنگ محبوب/ بومي در برابر فرهنگ متعالي. دلووي اين قلمروهاي به ظاهر متضاد را با يکديگر آشتي مي‌دهد و با به رخ کشيدن تناقض‌هاي موجود، آنها را از ايدئولوژي‌هاي آغازين خود منفک مي‌کند. در اين نحوه استقرار و انطباق عناصر است که بينامتني‌بودن زائيده مي‌شود. آثار وي هيچ‌گونه نماي رمانتيک، سياست‌زده و يا غربت‌گونه از هويت را از طريق تأکيد بر برخي اشکال و آرايه‌هاي سنتي يا نمايشِ دلالت‌هاي اجتماعي ترسيم نمي‌کنند، بلکه از گسترة وسيعي از اماکن، تواريخ و سنن سرچشمه مي‌گيرند و در طول مسير خود آيين‌هاي محلي را در برگرفته و آنها را با جنبه‌هاي هستي‌شناختيِ معاصر پيوند مي‌زنند…».

برچسب‌ها: