نام كاربري:
      
  رمز عبور:
      
هنوز در سايت عضو نشده‌ايد؟

براي برقراري ارتباط با ما، لطفا نامه‌هاي خود را به آدرس الكترونيكي info@tmoca.com ارسال فرماييد. ما در اسرع وقت به نامه‌هاي شما پاسخ خواهيم داد.





نام هنرمند:  آلبرتو  جاکومتی/ Alberto Giacometti
نام اثر: مرد در حال قدم زدن1 / Walking Man 1
ابعاد اثر: (ارتفاع: 5/182 سانتی متر)/ Height:182.5c.m
جنس اثر: برنز/ Bronze
ملیت هنرمند:سوییس
سال تولد:10 اکتبر 1901
درگذشت هنرمند:11ژاویه 1966




       
 
آلبرتو جاکومتی  به سبب غنای بصری وفلسفی آثارش ، ازپیکره سازان برجسته سده بیستم به شمار می آید.فرزند یک نقاش بود ؛ و از نوجوانی  فعالیت هنری خود را آغاز کرد. به مدرسه هنر وحرفه ژنو وارد شد (1919) .طی اقامت درایتالیا به مطالعه آثار استادان قدیم – به خصوص جُتو  و تینتورتو – پرداخت (1920-1922).
 
                 

سپس در پاریس زیر نظر بوردل آموزش دید(1922-1925).از آن پس ، جز در سال های جنگ جهانی دو م درفرانسه  زیست .به زودی ، اصول آکادمیک مجسمه سازی را وانهاد (1926).به جنبش  سوررئالیسم پیوست ، آثاری خیال پردازانه ساخت (مثلاً : شی ء غیر مطبوع – 1931).

                

سپس دست به تجربیاتی  در زمینه پیکرسازی کوبیست زد ؛و مجدداً کار از روی "مدل " را پیش گرفت .دراواخر دهه 1930 ، به این  نتیجه رسید که مجسمه هایش درجریان تقلیل ابعاد و حذف جزییات ، فقط زمانی  با " مدل " همانندی می داشتند که بسیار باریک و دراز می شدند.او به مفهوم  جدیدی  از رابطه فرم و فضا دست یافته ، وشیوه ای نو  آفریده  بود. در سال های اقامت در ژنو (1940-1945)، سبک خاص خود راکامل تر کرد.سبک مجسمه سازی جاکومتی ازسال ها تلاش خستگی ناپذیر درساختن و بازساختن حاصل آمد. نخستین آثارش نیروی بدْوی و کهن درخود دارند(مثلاً :دوپیکر-1926).در سال های بعد بیشتر تحت تاثیر نظرات سوررئالیست ها قرار گرفت .کاخ درساعت 4بعدازظهر(1933)، نقطه اوجی دراین دوره از کار او بود.فضای باز ، و جداماندگی اشیا دراثر نامبرده ، نوعی احساس تنهایی و بیگانگی را منعکس می سازند.از این پس ، جاکومتی در مجسمه ها و نقاشی هایش می کوشید با فاصله گیری از شی ء ، کلیت آن را در فضایی دربرگیرنده مجسم کند.
پیکر انسان درآثار متاخر او به نخی تابیده و ناز ک می ماند که گویی از هر سو زیر فشار شدید قرار گرفته است .شکنندگی و تکیدگی آین آدم های بیگانه و پریشان به واسطه سنگینی  پایه هاشان بارزتر به نظر می آید(مثلاً: چهارراه شهر – 1949).انسان های او به تندی گام برمی دارند و گویی برآنند که از خلاء حاکم بر محیط شان بگریزند. آنان بدون هیچ تماس واقعی از کنار هم می گذرند ، و از حضور یکدیگر غافل اند.فقط تماشاگر متوجه می شود که میان آنها کشش ها یا همانندی هایی حضور دارد.خصلت روابط فضایی آفریده جاکومتی با کیفیت سترگ نمایی درمجسمه سازی سنتی کاملاً متفاوت است ؛ واز همین رو ، برهنر معاصران سخت اثر می گذارد.جاکومتی در نقاشی های خود نیز روند کاستن و پیراستن را تا آن جا پیش می برد که چیزی جز نشانه های ویرانی ازفضای پیرامون برجای نمی ماند.در این جا ، خط های بریده وعصبی عامل پیوستگی یا گسستگی پیکر ومحیط می شوند.چهره ایزابل لامبر – که محصول پنج سال مطالعه وکار بود – یکی از تکچهره های ارزشمندی است که جاکومتی نقاشی کرد.ازجمله دیگر آثارش : دست هایی که خلاء  را نگاه داشته اند (1935)؛ سردیس یاد بود (1960) ؛ تکچهره ژان ژنه (1955).