الهامات ‌ایرانی ‌در معماری ‌موزه

نگاهی به جهان معماری در زمان آفرینش موزه

 

انقلاب دانشجویی سال 1968 م (1347 ه.ش) که به نحوی نتیجه‌ی تحولات دهه 60 میلادی بود آغاز مطرح شدن پست مدرنیسم و تغییر در آرمان‌های مدرنیته بود. لویی کان به عنوان یکی از مطرح‌ترین معماران آن دوره با رویکرد تاریخ‌گرایانه‌ی خود به معماری مدرن آغازگر چنین تحولی بود. او در دانشگاه پنسیلوانیا که آموزشی شبیه به دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس (بوزار) داشت درس خوانده بود. تأثیرات آموزش به شیوه بوزار در ایران نیز ریشه دار بوده و همین امر منجر به ظهور  معماری مدرن تاریخ‌گرا در ایران و تا حدی مستقل و موازی با لویی کان شده بود. اگر از بناهایی چون موزه ایران باستان و مقبره حافظ بگذریم و آنها را در شمار معماری مدرن ندانیم، معماری مقبره ابن سینا در سال 30-1324 (51-1945 م) آشکارا مدرن و تاریخ‌گرا بود. این سیستم آموزشی در ایران تا دهه‌های پس از آن ادامه داشت و هنوز هم بسیاری از ویژگی‌های آن پابرجا است.
کامران دیبا معمار موزه هنرهای معاصر تهران تحصیلات خود را در آمریکا گذرانده بوده اما بازگشت وی در سال 1345 به ایران و تدریس در دانشگاه تهران و حضور وی در فضای فکری معماری آن‌ سال‌های ایران به طور طبیعی بر اندیشه و آرای او نیز تأثیرگذار بوده است. اکثر تاریخ‌نگاران معماری ایران به تأثیر پذیری او از معماری ایرانی اشاره کرده‌اند. این تأثیرات چه کاملا خودآگاهانه بوده باشد و چه تأثیراتی حاصل از ناخودآگاه و ناخودآگاه جمعی، در معماری دیبا و به‌ویژه در طراحی موزه هنرهای معاصر قابل پیگیری هستند.

بادگیر یک ‌طرفه و خیشخان

مشخص‌ترین شباهتی که مابین موزه و معماری تاریخی ایران دیده می‌شود و چه شخص معمار و چه اکثر منتقدان به آن اشاره کرده‌اند نورگیرهای مجموعه است. این نورگیرها یادآور بادگیرهای یک‌طرفه‌ی شهرهایی چون اردکان و خیشخان در معماری کویری است. معمار از فرم بادگیرها به عنوان نورگیر استفاده کرده است. گرچه لویی سرت در طراحی موزه خوان میرو و فنداسیون مگ از این نورگیرهای بادگیرمانند استفاده کرده بود، اما نحوه چینش آن‌ها در موزه هنرهای معاصر تهران مشابهت آشکارتری با بام‌های شهرهای کویری ایران دارد و خط آسمان مجموعه را مشابه خط افق شهرهای بادگیردار می‌کند. به کارگیری نور و تاریکی در کنار یکدیگر به وسیله ورود غیر مستقیم نور از سقف و مشاهده پرتو نور در تاریکی گالری‌ها، که در آثار لویی کان نیز مشاهده شده است می‌تواند ردی از ویژگی‌های فضایی معماری تاریخی ایران باشد.

کان در نوشته‌ها و سخنرانی‌های خود بارها به اهمیت نور در آثارش اشاره کرده، او معتقد بود ساختار سازنده‌ی نور است. ستون‌ها در کنار یکدیگر ریتمی از نور و بی‌نوری ایجاد می‌کنند. استفاده کنترل شده از نور برای کان در فضای داخل از اهمیت بالایی برخوردار بود و به صراحت اهمیت درون در معماری خود را با مضامینی از اشعار مولانا پیوند می‌داد. در معماری ایران نیز کنترل نور توسط نورگیرها و پنجره‌هایی محدود و مشخص سابقه‌دار است، گنبدخانه‌ی برخی از مساجد روزنه‌هایی در اطراف خود دارند تا پرتو نور را به فضای عمدتا تاریک شبستان‌ها هدایت کنند. دیبا هم به واسطه‌ی تاثیر از لویی کان و هم تجربه‌اش در معماری ایران، آثارش از این ویژگی بهره جسته است.

 

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *